السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
105
تفسير الميزان ( فارسي )
زنجيرها است . راغب مىگويد : وقتى گفته مىشود : « فلان نكل عن الشيء » معنايش اين است كه فلانى از فلان كار عاجز شد ، و وقتى گفته مىشود : « نكلته » معنايش اين است كه من فلانى را مقيد كردم ، و كلمه « نكل » - به كسره نون ، و سكون كاف - به معناى طناب پابند حيوان و آهن لجام آن است ، چون هر دو مانع آزادى حيوان است ، و جمع آن أنكال است « 1 » . و در معناى كلمه جحيم گفته : كلمه « جحمة » به معناى شدت زبانه كشى آتش است ، و جحيم هم به اين مناسبت اطلاق شده است « 2 » . * ( « وَطَعاماً ذا غُصَّةٍ وَعَذاباً أَلِيماً » ) * در مجمع البيان مىگويد : كلمه « غصه » به معناى تردد لقمه در حلق است ، به طورى كه خورنده نتواند به راحتى آن را فرو ببرد ، وقتى گفته مىشود « غص بريقه ، يغص ، غصصا » معنايش اين است كه آب دهانش در گلويش گير كرد ، و « فى قلبه غصة من كذا » يعنى در دلش از فلان پيشامد اندوهى گره خورده ، و خلاصه غصه هم نظير سكسكه است ، كه نمىگذارد طعام و شراب گوارا شود « 3 » . و اين دو آيه عذابهاى آخرت را يادآورى مىكنند كه نعمتهاى دنيا به كيفر كفرانشان به آن عذابها و نقمتها مبدل مىگردد . * ( « يَوْمَ تَرْجُفُ الأَرْضُ وَالْجِبالُ وَكانَتِ الْجِبالُ كَثِيباً مَهِيلًا » ) * كلمه « يوم » ظرف است براى عذابى كه در دو آيه سابق وعده اش داده شد . راغب مىگويد : « رجف » به معناى اضطراب شديد است و گفته مىشود : « رجفت الارض و البحر » يعنى زمين زلزله كرد و دريا موج فرستاد « 4 » . و در مجمع البيان گفته : « كثيب رمل » به معناى توده اى از شن است ، و كلمه « مهيل » از مصدر « هيل » است ، و مهيل شدن كوه ها به معناى آن است كه وقتى ريشه اش تكان بخورد از بالا فرو بريزد « 5 » . و معناى آيه روشن است . * ( « إِنَّا أَرْسَلْنا إِلَيْكُمْ رَسُولًا شاهِداً عَلَيْكُمْ كَما أَرْسَلْنا إِلى فِرْعَوْنَ رَسُولًا » ) * اين آيه مكذبين صاحب نعمت از قوم رسول خدا ( ص ) را تهديد مىكند ، بعد از آنكه در آيات قبل مطلق مكذبين صاحب نعمت را تهديد مىكرد به عذابى كه در روز قيامت برايشان تهيه ديده شده و سپس حال آنان را با حال فرعون مقايسه كرد ، كه بر
--> ( 1 و 2 ) مفردات راغب ، ماده « نكل » و ماده « جحم » . ( 3 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 380 . ( 4 ) مفردات راغب ، ماده « رجف » . ( 5 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 380 .